خرید بک لینک
سردرگمی عجیب و بی نظیری مرا فرا گرفته.

وضعیت اقتصادی کشور و ضعیفتر شدن وحشتناک هر روزه قشر حقو بگیر ، عدم اطمینان از آینده ترسناک را بدنبال دارد.

پاسخگویی به حد نرمال نیازهای خانواده سخت شده.

وضعیت این روزهای کاریمم با شرکت عمران جالب نیست و تنشهایی بین مدیران و پرسنل باهام وجود داره. طوریکه اولین ماده 91 ام رو از شانس بد مدیرعامل جدید انجام دادم.

روابط فعلا در حالت تعلیق قرار دارد.

امیدوارم طوری پیش بره که آرامش داشته باشیم.

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:42

با مشکلاتی که گریبان غالب مردم کشورم را گرفته که من هم مستثنی از این قضیه نیستم، روز بروز ناامیدی ،فقر ،دزدی و ... بیشتر شده است.

آخر به چه قیمتی باید زجر کشید. ته زجر کشیدن سیاست ایستادگی کشور چیست؟ چه بدست میاوریم؟ سوالی که جوابی برایش نیافته ام!!!!

و در حین می اندیشم که :آیا تنهایی مطلق همه جانبه را هم عادت خواهم کرد آیا؟!!!

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:42

دیشب سر شب تماسی داشتم در واتساپ.

بعد از ۴ سال. دکتر موسی تاتار از ینگه دنیا. پسری فوق العاده با اراده و سخت کوش. دانشجوی سال آخر اقتصاد که بورس شده بود . میگفت بسیار سخت بوده تا بدینجا. و الان آزمون جامع رو هم داده و تقریبا خیالش راحت.

چیزی که تعجب کردم این بود: زنگ زده بود حالمو بپرسه .به همین سادگی. کاری که من در مورد آدما زیاد انجام میدم و در حسرت اینم که یکی بدون اینکه کاری داشته باشه حال آدمو بپرسه.

موسی ، دکتر جان ،دمت گرم. خیلی خیلی خوشحالم کردی

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:42

چند روزیه فکرم درگیر بندهای واخواهی دیوان واسه شهرجدید بود.بشدت اذیت میشدم و فکرم و ذهنمو حسابی مشغول کرده. دیروزم جلسه با مدیر گروه حسابرسی داشتیم که یه یکی دوتا بندشون رفت رو مخم. جالبیش این بود که

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:42

امشب از بی خوابی نهایتا به سرم زد که بیام اینجا. امروز جمعه رو کلا تو خونه بودم . بعد صبونه و نزدیکای ظهر دوباره خوابیدم .خوب هم خوابیدم. از یه طرف در اثر همین خواب طی روز و از طرف دیگه هم ذهن مغشوش ا

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:42

صفحه بندی